سلام آرش و فرهاد عزیز لطف کرده اند و سفرنامه سفرشان به استانهای سمنان و گلستان و مازندران را که برای گرامیداشت یاد محسن برگزار کرده بودند؛ برایمان فرستاده اند؛ سعی میکنیم اون رو در قالب چند پست توی وبلاگ محسن بگذاریم.
***
87/6/12
به امید خدا سفرمان را شروع میکنیم. بعد از طی کردن کلی مشکلات، سفر شروع شد. از همین اول حضور خداوند را میبینیم. خیلی مسائل پشت سر هم و به سرعت، حل شد. مرخصی ام جور شد؛ دوچرخه ام درست شد؛ وسایل جور شد و .... خدا همیشه با ماست و ما بندگان گنهکار زود فراموش میکنیم. ساعت 17:30 روز 12 شهریور ماه، صبح راه افتادم و ساعت 1:30 دقیقه، تهران بودم. اشتباها به جای ترمینال آزادی، رفتم سمت آرژانتین و چقدر وحشتناک بود، رکاب زدن در بزرگراه همت، مخصوصا خروجی های بزرگراه که حسابی ترسیدم. اما با همه اینها رسیدم منزل مادربزرگ، یک ساعت بعد هم با فرهاد رفتیم پیش محمد و یاشار؛ که به دلیل مشکلات شخصی نتونستند همراهیمون کنند. یاشار بلیت اتوبوس شاهرود را برایمان گرفته بود که خیلی شرمنده اش شدیم. فردا صبح زود از خواب بیدار شدیم و به سمت ترمینال آرژانتین راه افتادیم. گذر از بزرگراههای پر رفت و آمد و تو در تو خیلی آسان نبود. با هر مشقتی بود به ترمینال رسیدیم و اتوبوسمان را پیدا کردیم، کلی با شاگرد راننده و خود راننده عزیز در مورد حمل دوچرخه ها تا شاهرود چانه زدیم و قیمت 20000 تومان اونها رو به 15000 تومان رسوندیم. به شاهرود که رسیدیم دنبال راه بسطام گشتیم... ناهار را جلوی بخشداری بسطام خوردیم و ساعت 4 بعدازظهر به سمت روستای ابر به راه افتادیم...
تا بعد
2
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 21:16  توسط مسعود
|
محسن ،25 ساله، لیسانس (زمین شناسی)، علاقه مند به کوهنوردی و دوچرخه سواری و سفرهای ماجرا جویانه، ساکن اردکان