تبليغاتX
سایکلتوریسم

...بعضی آدمها هستند که نه از نزدیک دیدیشون و نه ارتباطی با اونها داشته ای ولی هرگاه یه اتفاقی برایشون بیافته سخت تحت تاثیر قرار میگیری!!! مرگ این عزیز مرا سخت آزرد.عکس از سایت برج سینا

 

مقبل هنر پژوه،هیمالیا نوردی که او نیز به جمع دوستانش همچون اوراز و خادم پیوست.

خدایش بیامرزاد.

2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 13:34  توسط محسن  | 

خورهه،شهری که بود!

سلام

در ادامه سفرمان چون به محلات رسیده بودیم ،بخش زیادی از بازدیدمان در این شهر را به دهکده گل و مرکز تحقیقات گل اختصاص دادیم .دهکده گل مکانی است که تمام تولید کنندگان گل در این مکان گرد هم آمده اند و این مکان زیبا را بوجود آورده اند.با توجه به زمانی که به محلات رسیده بودیم فصل گل نیز رو به اتمام بود،ولی با این وجود دو طرف جاده پر بود از گل و گل و گل...!گل و دوچرخه!

مدتی را در یکی از این مزارع گل سپری میکنیم و بعد نیز به بازدید از مرکز تحقیقات گل میرویم که آنجا نیز مسئول این بخش به گرمی از ما استقبال میکند.ساعتی نیز در این مکان میمانیم.باتوجه به اینکه مسیر شیب داری را پیش رو داریم ،از محلات خداحافظی میکنیم و مسیر آبگرم را در پیش میگیریم.شاید از محلات تا آبگرم بیش از ۱۵ کیلومتر نباشد ولی ما این مسافت را حدودا دو ساعت و نیمه طی میکنیم(شیبش واقعا نفس گیر بود).حوالی ظهر است که به آبگرم رسیده و بهترین راه حل برای رفع خستگی این مسیر را تن به آب زدن میبینیم .به یکی از این آبگرمها(جالب اینکه چند خانواری که در اینجا زندگی میکنند بخشی از خانه خودشان رو دوش کشی کرده و خدمات ارائه میدهند)رفته و چند دقیقه ای را با آبگرم دوش میگیریم.آبگرم در بالاترین قسمت این منطقه قرار دارد و از این به بعد سراشیبی داریم.مسیر خورهه را در پیش گرفته که به یک سه راهی میرسیم که از سمتی به سوی دلیجان و از سمتی دیگر به سوی خورهه میرفت.چاره ای نیست تا خورهه را رکاب بزنیم و باز این مسیر را برگردیم.  به نظرم دیدن ستونهای خورهه ارزش این 16 کیلومتر رکاب زدن را داشته باشه.به بخش خورهه که میرسیم از اهالی جویای ستونهای این روستا میشویم که ما را راهنمایی میکنند.ستونهای سر به فلک کشیده ای که گویای تاریخی کهن برای این منطقه هستند.این کاخ مربوط به دوره اشکانی میباشد.ستونهای خورهه(همیشه این ستونها را در عکسها دیده بودم ولی این بار از نزدیک زیبایی خاصی داشت) هوا هم کم کمک داره تاریک میشه و ما باید خود را تا کاروانسرای دودهک برسانیم .آن شب را می خواستیم در این کارواسرا شب را به صبح برسانیم تا یاد گذشتگان و کاروانهایی که در این محل اتراق کرده اند زنده کنیم .

تا بعد...

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 20:15  توسط محسن  | 

محلات،شهر گل ایران

سلام
...در ادامه سفرمان مسیر خمین-محلات را پیش میگیریم.دیدن شهر محلات را سالها در ذهن می پروراندم و خوشحال بودم که این رویا با سفر دوچرخه ای به این شهر تحقق یافت.حوالی ساعت 9:30 صبح است که از خمین خارج شده و مسیر 45 کیلومتری محلات را در پیش میگیریم ،مسیری مناسب برای دوچرخه سواری که پش از پشت سر گذاشتن یک تپه ماهور منظره ای زیبا از شهر محلات روبرویمان است.به محلات خوش آمدید   ازسر چشمه محلات زیاد شنیده بودیم ،بهمین خاطر مکان استراحت و اتراقمان را آنجا انتخاب میکنیم.مسیر دسترسی به این پارک از میدان چنار محلات جدا شده و با یک جاده ای با شیب زیاد به این پارک ختم میشود .میدان چنار  بعلت تعطیلات آخر هفته اکثر مردم این مکان را برای شب مانی انتخاب کرده اند.ما نیز شب را در این پارک اتراق میکنیم و دیدار از دهکده گل محلات را به روز بعد موکول میکنیم... تا بعد

2 نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 17:42  توسط محسن  | 

اراک،شهری صنعتی
سلام
شرمنده که مدتیه کمتر مینویسم!
در ادامه سفر برای دیدن یکی از دوستان به اراک میرویم .پیشینه ای که از اراک داشتم ،شهری صنعتی بود و به محض ورود به این شهر این امر برایم مسلم شد .این شهر قدمت چندانی ندارد و برمیگردد به زمان قاجار.از مکانهای تاریخی این شهر میتوان به مجموعه بازار و حمام اشاره کرد که از حمام تاریخی اش بازدید کردیم.از سوغات این شهر هم میتوان فتیر را نام برد که همین فتیر عمده غذای ما در روزهای سفر بود . بعد از بازدید اراک به خمین برمیگردیم و راهی محلات میشویم.
(راستی دیروز همرکاب بودم با محمد شاه کرم"- که داره دور ایران رو رکاب میزنه-تا چک چک ،معبد زرتشتیان. شب آرامی را در زیر سقف پر از ستاره این معبد گذراندیم . امیدوارم در ادامه سفرش به دور ایران موفق باشد)
2 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:49  توسط محسن  | 

ورود به استان مرکزی!

سلام
...بعد از مهمان نوازی خوب و گرم مسئولین تربیت بدنی الیگودرز و خوش خاطراتی که از این شهر داشتیم ،این شهر را بسمت خمین ترک میکنیم.برای رسیدن به خمین میری فرعی را انتخاب کردیم که از دهنو میگذشت.مسیری بسیار زیبا که اینجاست که به این نکته پی میبریم که همیشه جاده های فرعی زیبایی خاص خود را دارند!!
مسیری که از میان مزارع هویج میگذشت و جالب اینکه کشاورزان در حال برداشت محصولشان بودند.برداشت هویج  قبل از دهنو جاده شیب به بالا میشود و بالای این شیب است که میتوانی تمام دشتهای اطراف را دید و لذت برد .از بالای این گردنه تا دهنو شیب به پایین است.دهنو را پشت سر میگذاریم و از میان روستاها و مزارع بادام،هلو و انگور عبور میکنیم ، جالب اینکه ناهار ما آنروز هلو ،بادام و... بود!   بعد از ظهر حوالی ساعت 4 است که به اراک میرسیم و مستقیم به اداره تربیت بدنی این شهر رفته و چون قرار بود برای دیدن یکی از دوستان به اراک رویم ،دوچرخه ها را امانت گذاشته و سواره تا اراک میرویم...(ادامه دارد)

2 نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 13:27  توسط محسن  | 

 
Bravenet.com