
...خلاصه شبی بسیار زیبا را در گرمه پشت سر گذاشتیم و صبح زود گرمه را به طرف خور ترک کردیم . مسیری که هر لحظه اش برایم خاطره بود . از کنار روستای نیشابور میگذریم و به یاد سفر قبلیم که چند دقیقه ای که با مردم این روستا بودم میافتم.مسیری نسبتا خلوت و زیبا . در چند کیلومتری مانده به خور مشغول تنظیم باد یکی از دوچرخه ها بودیم که ماشینی در کنار ما ایستاد.آقای شمسایی نماینده شورای شهر مهرنجان و کارمند شرکت پتاس.چند لحظه ای را با هم بودیم و از این حرکت ما استقبال کرد و در مورد ادامه مسیر و محدوده شرکت پتاس در دریاچه نمک خور با ایشان صحبت کردیم که ما را راهنمایی کردند . از ایشان خدا حافظی میکنیم و مسیر خور را در پیش میگیریم. حوالی ساعت ۹:۳۰ است که به خور میرسیم
و مستقیما به سراغ آقای شمسایی در شرکت پتاس میرویم.ایشان هم به گرمی ما را پذیرفتند و در مورد اقامتمان در دریاچه نمک با حراست شرکت هماهنگی کردند. ظهر را در خور به استراحت می پردازیم ، از این فرصت استراحت در خور استفاده میکنم و به دنبال عبد الحسین میگردم ولی متاسفانه هیچ یک از اقوامش را نمی بینم تا احوالی ازش بگیرم . ساعت ۲ بعد از ظهر است که خور را به سمت جاده طبس ترک میکنیم. جاده ای که تا افق همین جور ادامه دارد.
از دور، دریاچه نمک زیبایی خاصی به جاده داده است. بعد از طی ۴۰ کیلومتر به محدوده شرکت پتاس میرسیم و مسیر کارگاه را در پیش میگیریم. واقعا زیباست شش ضلعی های نمک و...
وارد این نمکزار میشیم و مدتی را در این نمکزار رکاب میزنیم ، منظره ای رویایی که هیچگاه از ذهنم پاک نمیشود.
بعد از استراحت به سراغ کارکنان پتاس میرویم و چند لحظه ای را پای صحبت اینان در مورد کویر مینشینیم که واقعا مفید بود . شب را در میان این نمکزار کمپ میزنیم ، گر چه هوا هم ابری و بارانی بود. شبی زیبا و رویایی !
...صبح زود پس از جمع وجور کردن وسایل، بسمت ارگ روستا حرکت میکنیم.پس از پرس و جو در مورد چگونگی بازدید از این ارگ بالاخره آقای هاشمی زحمت راهنمایی و توضیح در مورد این ارگ با شکوه را تقبل میکنند و با ما همراه میشوند .ارگی با دیوارهایی بلند و کوچه پس کوچه هایی در داخل آن که هنوز قسمتهای زیادی از آن سالم باقی مانده است .
عجیب حسی به آدم دست میدهد هنگامیکه در این ارگ قدم میزند !!!حدود یکساعتی را همراه با آقای هاشمی، در این ارگ قدم میزنیم و از توضیحات ایشان استفاده میکنیم .
دل کندن از این بنای تاریخی خیلی برایم سخت است ولی این قول را به خود میدهم که باز در اولین فرصت از این ارگ بازدید کنم .
ساعت ۹ صبح است که بیاضه را به قصد روستای عروسان در ۱۷ کیلومتری بیاضه ترک میکنیم . مسیری خلوت با چشم اندازی زیبا از کویر.
پس از طی مسافتی روستای عروسان همچون عروسی در کویر خود نمایی میکند ، باز هم نخلستانهایی زیبا و حیرت انگیز . به یاد سفر قبلیم به این منطقه همراه با دوست عزیزم جلال میافتم که مدتی را در عروسان به استراحت پرداختیم . تا گرمه ۲ کیلومتری بیشتر نمانده و از همین عروسان ، گرمه را هم میتوان دید. حوالی ظهر است که به گرمه میرسیم و مستقیم به خانه مازیار میرویم . خود مازیار نیست ولی پدرش ما را به گرمی پذیرفت و مدتی را در آنجا به استراحت پرداختیم.سپس به سمت نخلستانهای گرمه میرویم و در کنار چشمه روستا کمپ میزنیم . شبی بسیار زیبا همراه با وزش باد. تا بعد...
...شبی بسیار زیبا با ریزش نم نم باران را در زرین پشت سر میگذاریم . صبح زود زرین را بسمت حاجی آباد ترک میکنیم گر چه دل کندن از این نخلستان زیبا برایمان سخت بود . جاده پس از طی شیبی ملایم بسمت پایین،وارد کویر حاجی آباد میشه که جاده از میان این کویر میگذرد . منظره ای بسیار زیبا از کویر .
پس از طی مسافتی جاده وارد نمکزار میشود که سفیدی دو طرف جاده بر زیباییش می افزاید . آرامش خاصی حاکم است.حدود ساعت ۱۱ است که به روستای حاجی آباد میرسیم . و در نخلستانهای این روستا به استراحت می پردازیم. طبق برنامه قرار بود شب را در همین روستا بمانیم ولی بالاتفاق تصمیم میگیریم که مسافت ۴۲ کیلومتری تا بیاضه را رکاب بزنیم .(راستی پای علی جهانگیر هم در حاجی آباد بعلت ریختن آبجوش سوخت!!)
ساعت ۲ بعد از ظهر است که حاجی آباد را ترک میکیم و جاده خاکی تا بیاضه را پیش میگیریم.در ۱۶ کیلومتری حاجی آباد در کنا آب انباری استراحت کوتاهی میکنیم(در مسیرهای کویری از این آب انبارها زیاد دیده میشود). از این جای مسیر جاده داخل روخانه میافتد و تا حدودی از سرعت ما کاسته میشه و جالب اینکه شیب هم بسمت بالا میشود!بهر حال مسیر را پشت سر میگذاریم .هوا هم کم کم تاریک میشود و ما حدود ۷ کیلومتری تا بیاضه فاصله داریم .پس از عبور از گردنه ای چراغهای بیاضه نمایان میشود . از این به بعد مسیر سر و پایینی و.... حوالی ۷ بعد از ظهر است که بیاضه میرسیم ولی خبری از علی نیست قسمتی از مسیر را برمیگردم . چند کیلومتری مانده به بیاضه پنچر کرده بود ، با باد کردن مداوم بالاخره خودمان رو تا بیاضه میرسانیم .بدنبال محلی برای استراحت هستیم که از کنار ارگ عظیم میگذریم ، ارگی با دیوارهای بلند و برج و بارویی زیبا.
شب را در بیاضه به استراحت می پردازیم و تا صبح برای دیدن ارگ بیاضه لحظه شماری میکنیم.... تا بعد .
سفر به کویر از اون سفر هایی است که هر لحظه آرزو میکنم.این سفر هم مدتها در فکرش بودم ولی با توجه به شرایط کاری نتونسته بودم اجراش کنم ، ولی اینبار عزمم را جزم کردم و با همراهی دوستانم علی جهانگیر (هم رکابم در سفر جنوب)،سپیده و علی این سفر را آغاز کردیم. سفر ما از اردکان آغاز میشد و روز اول را تا زرین ، روستایی در ۷۰ کیلومتری اردکان رکاب میزدیم .چهارشنبه ۵/۲/۸۶ با بدرقه خانواده ام سفر را آغاز میکنیم 
هوا هم با ما یار است و هر از گاهی نسیمی عرق تن را خشک میکند ، مسیر روز اول پر است از خاطراتی که در سفر های قبلی ام به این منطقه داشته ام و هر لحظه این خاطرات در ذهنم تداعی میشود. در مسیر کاروانسرایی است مربوط به زمان شاه عباس که متاسفانه پس از بازسازی محلی شده است برای نگهداری احشام !! چند لحظه ای رو در کنار این کاروانسرا می ایستیم. بعد از گرفتن چند عکس مسیر را در پیش میگیریم ، مسیری که سکوتش هر از گاهی با عبور ماشین شکسته میشود . کم کم آثار کویر دیده میشود افقی باز و .... در حدود ۳۵ کیلومتری اردکان مسیر فرعی زرین از جاده چوپانان جدا شده و در کنار ریل آهن مسیر ادامه میابد . در این مسیر هر از گاهی سکوت کویر توسط عبور قطار شکسته میشود که آنهم زیباست .حوالی ظهر به روستای زرین میرسیم ، نخلستانی با چشم انداز بسیار زیبا .
در بدو ورود به دنبال سکنه این روستا میرویم کسی رو نمیبینیم . بین نخلستانها رفته و در سایه اونها به استراحت می پردازیم . به هر حال شب را در این نخلستان میگذرانیم . تا بعد...
بالاخره سفر کویر رو به اتمام رسوندیم،سفری زیبا و پر از خاطره.ولی هنوز برنگشته از کویر دلم باز کویر میخواد!
گزارش سفرمون رو سعی میکنم زودتر بنویسم .
همون جور که در مطلب قبلی نوشته بودم باز در فکر پی ریزی سفر هستم،مسیری که انتخاب کرده ام در حدود ۱۱۲۰ کیلومتر که از اردکان شروع و مسیر بیاضه -خور-طبس-راور-بافق را رکاب میزنم.