تبليغاتX
سایکلتوریسم
پنج ساعت رکاب برای صلح
سلام

این هفته فرصتی پیش آمد تا میزبان دوستان عزیزم  نسیم و جعفر باشم .اونها با آغاز سفرشان از اردکان قصد دارند تا شیراز را رکاب بزنند.

 صبح جمعه همراه با هم مسیر ۵۴ کیلومتری ،تا زیارتگاه پیر سبز چک چک را رکاب زدیم.حوالی ظهر بود که به آنجا رسیدیم و پس از استراحتی کوتاه به معبد رفته و به تماشای این مکان پرداختیم.با ورودمان به معبد شاهد اوستا خوانی توسط موبد زرتشتیان بودیم که برایم جالب بود.به هر حال سفر یکروزه من با اونها سپری شد، در حالی که من از همسفر بودن با اونها سیر نمیشدم ولی چه کنم که خدمت مقدس سربازی نمی گذاره! دور نمایی از پیر سبز چک چک   

در هر صورت امیدوارم، سفرشون که با همراهی دوست عزیزم حسین اجرا میشود به خوبی و خوشی به اتمام برسد .          

2 نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 23:29  توسط محسن  | 

آغازي ديگر
سلام
بعد از مدتي دوري از سفر بالاخره راهي شدم . پير هريشت در 15 كيلومتري اردكان. نميدانم شما اگر بعد از مدتي طولاني دوباره عازم سفر شويد چه حالي بهتون دست ميده! آب انباري در هريشت
2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 21:31  توسط محسن  | 

برادران اميدوار
سلام
نميدانم تا حالا كتاب سفرنامه برادران اميدوار رو خوندي يا نه، اگر گير آوردي حتما بخوني .
اين هم بخشي از ديدگاههايشون
"يك جا ماندن بي تابم مي‌كند. در شهر ماندن، دور از آغوش خطر زندگي كردم بيمارم مي‌كند. شهر زنداني دود آلود است. من مهابت اسرار آميز جنگل را دوست دارم. در خانه ماندن، در بستربي غمي‌ها مردن است. من اين لحظه را مثل لحظه پيش نمي‌خواهم. نگاهم را مي‌دوزم به آنچه كه اينجا نيست. به راههاي نرفته، به سرزمينهاي ناشناخته، به آنچه هست و اينجا نيست، به آنچه نيست و من گمان مي‌‌كنم هست. با تمام پيش انديشيها خطر را خريدارم. ريسك كردن ريشه‌هاي پايداري حيات انسان را تقويت مي‌كند وهسته همه ارزشهاي زندگي است. با خطر زندگي كردن انسان تعالي مي‌‌بايد و از حادثه تغذيه مي‌كند. نگاهم دوخته به سرزمينهاي دور و ناشناخته. پيمودن در جنگل، گم شدن در مه را ، در طوفان و بوران و برف ، بجلو كوبيدن‌ها را. دوري راهها، رفتن و رفتن را در دل كوير و صحرا و به هيج حا نرسيدن‌ها. فردا و فرداها را كه نويد مي‌دهد تا رفتن‌ها را به پايان نرسانم."
2 نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 8:59  توسط محسن  | 

سلام

 راستش رو بخواهی هنوز نتونستم سفری برم تا درباره اش بنویسم ولی سفرهای دیگر دوستان رو دنبال میکنم ، یکی ار اونا محمد تاجران است که سفرش را به دور دنیا آغاز کرده است .امیدوارم بتونه سفرش را بخوبی و خوشی به پایان برسونه.

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 18:4  توسط محسن  | 

 
Bravenet.com